تبلیغات
دلتنگـــی هــای یـک درخـت - اندوه ِ ما آیا برف ها را آب خواهد کرد؟

اندوه ِ ما آیا برف ها را آب خواهد کرد؟

پنجشنبه 17 آذر 1390   01:16 ب.ظ

نوع مطلب :دلتنگی ها ،

صبح سه شنبه تازه از خواب بیدار شده بودم، طبق عادت معمول با گوشی تلفنم وبلاگ های مورد علاقه ام رو چک میکردم تا رسیدم به وبلاگ باغ زمرد کودکی. لیدای عزیز، مطلب جدیدی با عنوان « پرواز شاعر درختی که به پهلو افتاده است» نوشته بود. با حس تردیدی که داشتم شروع کردم به خوندن مطلب. صبح امروز...

باورم نشد. شوکه شدم. دوباره از اول خوندمش. گیج شدم. ناخودآگاه سروده های مورد علاقه ام از غلامرضا بروسان از ذهنم رد شدند. اشک ریختم.

نیم ساعتی به همین منوال گذشت. چه دیر با سروده های بی نهایت زیبایش آشنا شدم و اینکه غیر از دو کتاب بیشتر ازش نخوندم و همیشه منتظر بودم که خبر انتشار کتاب جدیدش رو بشنوم. اوایل امسال شعری دو خطی نوشته بودم با این مضمون

خواب ِ پرواز می دید

خوابیده در کامیون کارخانه چوب بری

          درخت ِ بیچاره

دقیقا بعد از نوشتن این دو خط، به دنبال کلمه های درخت و کارخانه چوب بری وب رو جستجو کردم و به مطلبی با عنوان درختی در مسیر کارخانه چوب بری رسیدم. و از همین جا بود که با سروده های غلامرضا بروسان آشنا شدم؛ اونجایی که میگه:

... احساس درختی را دارم

که در مسیر کارخانه چوب بری

قرار گرفته است.

حتی توی اینترنت هم به درستی نمیشد مطالب و عکسهای خوبی از بروسان پیدا کرد.

تمام اشعاری که ازش خوندم رو دوست دارم و خودش رو هم، که محتوای کتابهاش از روح زیبا و زلالش حکایت میکنه. کارهای بروسان همانند اشعار شمس لنگرودی خیلی روی من تاثیر گذاشت. احساس خیلی خوبی نسبت به نوشته هاش دارم.

با اینکه دو سه روزی میگذره، اما هنوز هم شوکه ام. انگار برادر و یا دوست عزیزی رو از دست داده باشم.

زود رفت. خیلی زود...

هرگاه ببری بمیرد

چشمه ای از دست می رود

............

شبیه درختانی که سقوط می‌کنند

و باد

در حفره‌های سفیدش،

پی بیهودگی می‌چرخد.

اکنون خفته‌ای

و درخت‌های ایستاده بالای سرت

برگ‌های کتاب‌شان را باز می‌کنند، می‌خوانند:

(مرثیه‌ای برای بروسان

که به پهلو غلتیده است.)

هفت مرثیه ی شمس لنگرودی برای غلامرضا بروسان






feet problems
یکشنبه 26 شهریور 1396 06:43 ق.ظ
WOW just what I was looking for. Came here by searching
for feet issues
http://sheronhennighausen.hatenablog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:22 ق.ظ
Hello there! This is my first comment here so I just wanted
to give a quick shout out and tell you I really enjoy reading your blog
posts. Can you recommend any other blogs/websites/forums that go over the
same subjects? Thanks for your time!
سیدمصطفی
جمعه 21 فروردین 1394 02:21 ب.ظ
درود.احساسات زیبایت ستودنی ست.عزیز دل برادر64
النا
پنجشنبه 25 آبان 1391 06:49 ب.ظ
ترا دوست دارم

چون آخرین بسته سیگاری در تبعید .

تو نیستی

و هنوز مورچه ها

شیار گندم را دوست دارند

و چراغ هواپیما

در شب دیده می شود

عزیزم

هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد

از ریل خارج نمی شود .

و من

گوزنی که می خواست

با شاخ هایش قطاری را نگه دارد
پاسخ ابراهیم بردستانی :
سپاسگزارم

همه ی این شعراشو دوست دارم
لیـــدا
پنجشنبه 17 آذر 1390 01:59 ب.ظ
درود

تو این دنیای شلوغ خیلی آدما همدیگرو دیر پیدا میکنن... دیر یافتیمش و زود هم از دست رفت...

گفتی انگار برادر و یا دوست عزیزی رو از دست داده باشم.... یاد اون جمله ای افتادم که تو یکی از پروفایلهام نوشتم (شاعر نیستم ولی با تمام شاعران دنیا نسبت دارم)!!! منم همین حس رو دارم...!

روحشون شاد، هم خودش هم همسرش هم دخترش ... یادش همیشه زنده میمونه.

سبز باشی
پاسخ ابراهیم بردستانی :
درود
و کلام شما چه زیباست که شاعر نیستم ولی ...


مرگ پایان کبوتر نیست...
الف.سین.ر
پنجشنبه 17 آذر 1390 12:30 ب.ظ
سلام!
فارغ از ناتورالیسم همینکه یک دید نسبت به درخت دارین قابل ستایشه!
موفق باشین.
پاسخ ابراهیم بردستانی :
درود
سپاسگزارم
شما هم موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر