تبلیغات
دلتنگـــی هــای یـک درخـت - به خیابان هایم

به خیابان هایم

چهارشنبه 24 مهر 1392   07:43 ق.ظ


شهری تاریک و غمزده ام

آبستن ِ کودتایی عنقریب
به خیابان هایم بیا
و نام مرا فریاد کن



----
پی نوشت:
- دستمو روی سینه اش گذاشتم، تا برای آخرین بار تپش قلبم رو حس کنم.







ایلما
پنجشنبه 23 آبان 1392 07:33 ب.ظ
من کاناپه ای پوسده در باران
تو سربازی دور افتاده با گلوله ای در پهلو
چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم
ایلما
پنجشنبه 23 آبان 1392 07:31 ب.ظ
می ترسم روزی برگردی که واسه عاشقی دیره ...
سینا
پنجشنبه 23 آبان 1392 02:06 ق.ظ
سلام ابرام جان

فوق العاده است

بانو
چهارشنبه 15 آبان 1392 10:46 ق.ظ
حتما همینطوره
مطمئنم روزی بر قله های سپید شعر خواهید ایستاد
خوشحالم که همسایه ی شما هستم
پاسخ ابراهیم بردستانی :
من هم خوشحالم بانو
براتون آرزو میکنم آرزوهاتون رو
بانو
چهارشنبه 15 آبان 1392 10:39 ق.ظ
من جدی گفتم
بدون تعارف
نامه نوشتن از هر کسی برمیاد
اما شعر سپید هوش سرشاری میخواد
من از پسش برنمیام
پاسخ ابراهیم بردستانی : نه، نامه نوشتن هم کار هرکسی نیست. نامه های شما واقعا منو تحت تاثیر قرار داد
نمیدونم چی بگم
خوشحالم که نظر شما نسبت به دست نوشته های من مثبته
به یقین زیبا دیدن شیوه ی نگاه شماست
من هنوز در آغاز راهم
خیلی خیلی ممنونم از حرفهات بانو
امیدوارم در آینده بتونم بهتر بنویسم

بانو
چهارشنبه 15 آبان 1392 10:31 ق.ظ
قلم من در برابر قلم شما هنوز خیلی کودک است
پاسخ ابراهیم بردستانی : اینطور نیست بانو
نامه های شما بسیار زیباست
نظام
یکشنبه 12 آبان 1392 04:59 ب.ظ
پسندیدمپسندیدم
پاسخ ابراهیم بردستانی : ممنونم نظام جان
میدونم چیزی که پشت این نوشته است رو میفهمی
بانو
جمعه 10 آبان 1392 11:56 ب.ظ
سلام
به خواندن آخرین نامه ام دعوتید
بانو
دوشنبه 6 آبان 1392 03:18 ب.ظ
مسخ شدم...