تبلیغات
دلتنگـــی هــای یـک درخـت - شــاعر

شــاعر

چهارشنبه 7 دی 1390   02:00 ب.ظ

نوع مطلب :دلتنگی ها ،

 

جوهره ی وجودت را در قلم کرده

و بر کاغذ می تراوی

ذره ذره آب شده، چکه می کنی

خشک می شوی

و کاغذ ها را

دوباره درخت می کنی

 

هفتم دی ماه 1390






regineposson.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:06 ب.ظ
Hi there, I wish for to subscribe for this weblog to take most recent updates, thus where can i do it please help.
فاطمه
پنجشنبه 15 دی 1390 01:51 ب.ظ
سلام

ممنون که سر زدین

وب شما هم زییاست
مهدی
پنجشنبه 8 دی 1390 03:49 ب.ظ
زیباست
پاسخ ابراهیم بردستانی :
:)
پنجشنبه 8 دی 1390 02:11 ب.ظ
باز یادم رفت بگم كه نظام بودم.
از عوارض كهولت سن.الزایمر گرفتم
پاسخ ابراهیم بردستانی : خب من هم تلافی میکنم. شمارتو پاک میکنم و هر بار که پیام دادی
میگم: ببخشید، شمــــا؟
:D
و البته باید بگم که همدردیم :)
پنجشنبه 8 دی 1390 02:10 ب.ظ
هر عصر شاعرانگی خودش را دارد.شرایط دنیا در هر عصر، ملت خاصی را برای برداشتن مشعل و خلق شرایط نو بر می گزیند،نژاد خاصی را، طبقه خاصی را ،و آن را فقط و فقط در بستر شعر ارتقاع می بخشد ژان پل سارتر
قشنگ بود آقای شاعر
پاسخ ابراهیم بردستانی : تو همیشه چیز خوبی با خودت داری که به من بگی.
کاش نزدیکتر بودیم رفیق

مهدی توی یکی از شعراش گفته بود
و ما چند نفر نیمه شاعر...
یاد ِ جمع خودمون می افتم.
لیـــدا
چهارشنبه 7 دی 1390 10:28 ب.ظ
درود

چه تولد قشنگـــی،
فروغ و دوست و فتح باغ و شعر تو...

شعرت خیلی زیباست و برازنده ی فروغ بانو :)
فقط بهتر نبود از افعال گذشته استفاده میکردی؟!

سبز باشی
پاسخ ابراهیم بردستانی : درود
زمستون که میشه فروغ خوانی من هم آغاز میشه. احساس نزدیکی زیادی میکنم به شعراش. بویژه که روزای تولدمون به هم نزدیکه.
و اینکه سپاسگزارم :)
و دیگه اینکه برای فروغ نبود
پیشکشی است برای شاعــری...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر